محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
478
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
نيك مسابقه گذاشته مىشد ، امام عليه السّلام همچون پرندهاى به آنها پر مىكشيد . ( و استبدت برهانها ) پاداش سبقتگيرندگان تنها از آن او بود . ( كالجبل لا تحرّكه القواصف و لا تزيله العواصف ) گرفتاريها و مصايب پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به ويژه در دوران خلافت ، بر دوش امام عليه السّلام تلنبار شدند ؛ ولى ايشان همچون كوه ايستادگى كرده و جز بر ايمان و اخلاصش نيافزود . امام عليه السّلام خود در اين باره مىگويد : « در مواجهه با هر گرفتارى و مصيبتى تنها از ايمان توشه مىگيريم و در پرتوى راه حق گام برمىداريم و به فرمانش تن مىدهيم و به سختى و دشوارى زخمها صبر پيشه مىكنيم . » « 1 » ( لم يكن لأحد في مهمز و لا لقائل في مغمز ) دشمنان امام عليه السّلام نيز به فضايل و كراماتش گواهى دادند . طه حسين مىگويد : « على عليه السّلام فضايل فراوانى دارد كه ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و حتى دشمنان على عليه السّلام از بين آنان ، به آنها گواهى مىدهند و نيكان از تابعيان نيز آن فضايل را مىشناسند و اهل سنت همانند شيعه به آنها ايمان دارند . هنگامى كه سيره زندگى او را بررسى مىكنيم و مواضعش را در برخورد با مشكلات فراوان زندگىاش مشاهده مىكنيم ، درمىيابيم كه او شايسته همه آن فضايل و بلكه بيشتر از آن است . » « 2 » شريعت خدا و قانون جنگل ( الذّليل عندي عزيز حتّى آخذ الحقّ له و القوي عندي ضعيف حتّى آخذ الحقّ منه ) حق را براى خدا و انسانيت از غاصب آن ستانده و به صاحب آن باز پس
--> ( 1 ) . « فما نزداد على كلّ مصيبة و شدّة إلّا إيمانا و مضيّا على الحقّ و تسليما للأمر و صبرا على مضض الجراح » نهجالبلاغه : نامه 122 . ( 2 ) . الفتنة الكبرى - 2 - على عليه السّلام و بنوه : 16 .